حسن حسن زاده آملى
26
هزار و يك نكته (فارسى)
بتعلم و نظر در ازمنه متطاوله ، حاصل باشد مر او را به اسرع حصول در اقصر ازمنه بقوهء حدس بدون تعلم . و كمال قوهء ادراك جزئى سيما قوه متخيله آنست كه با آنكه بغايت قوى باشد در نهايت انقياد و اطاعت باشد مر قوه عقليه را به حيثيتى كه هنگام انتقاش و ارتسام نفس به صورت معقولات و اتصال وى بعقل فعال كه مفيض علوم و كمالاتست باذن الله تعالى و جبرئيل عبارت از او است ، قوهء متخيله منجذب شود بسوى قوه متخيله به حدى كه هر صورتى كه مرتسم شود در ذات نفس بعنوان تجرد و كليت مرتسم شود مثالى و شبحى از او در قوت متخيله بعنوان تمثل و جزئيت پس حكايت كند متخيله مدركات قوه عقليه را اگر ذوات مجرده باشد به صورت شخصى از اشخاص انسان كه افضل انواع محسوسات جوهريه است در كمال حسن و بهاء و اگر معانى مجرده و احكام كليه باشد بصور الفاظ مقروهء محفوظه كه قوالب معانى مجرده است در كمال بلاغت و فصاحت و چون تطبع و ارتسام متخيله بصور مذكوره در كمال قوه و ظهور بود ادا كند آن صور را به حس مشترك به حيثيتى كه صورت ذوات مدرك به حس بصر و صور الفاظ مدرك بحس سمع گردد و چنان مشاهده شود كه شخصى در كمال حسن در برابر ايستاده كلامى در كمال فصاحت القاء مىكند و چون افاضه عقل فعال علوم و احكام را باذن خدا است پس شخص مرئى ملكى باشد فرستاده خدا و الفاظ مسموعه كلامى باشد از خدا و چنانچه در ماديات اول شخص مادى در خارج ديده شود و بعد از آن متخيل شود و بعد از آن معقول گردد ؛ در مجردات ذات مجرد اول معقول شود بعد از آن متخيل شود و بعد از آن محسوس . و چنان كه مادى بعد از معقول شدن اعنى صورت معقوله قائم بذات خود نباشد بلكه قائم باشد به حس مشترك پس جبرئيل كه عبارت از عقل فعال باشد نزد حكماء اول بر نفس ناطقه نبى